سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی
 
بارالها ! ... دیده دل هایمان را از آنچه مخالف دوستی توست، کور گردان . [امام سجّاد علیه السلام ـ در دعایش ـ]
 
امروز: سه شنبه 98 مرداد 1

 آقای علامه زاده با آمدنم موافقت کرد و من نیز با شهرام پاپری تا برازجان آمدم . رضا پاپری هم بود و نیما که خورموج کلاس داشت . عصر  به بوشهر رفتیم . محمد حمیدی و دخترم سارا به منزل حاجی حمیدی رفتند و من و همسرم به مجتمع فرهنگی و هنری تا در مراسم چهلمین روز درگذشت استاد حسن زنگنه شرکت کنیم . امید غضنفر مثل همیشه دست اندر کار بود و نبض جلسه را در دست داشت . شاهین بهرام نژاد مجری بود . مرتضی زند پور خودش را از شیراز رسانده بود . دکتر عاشوری با صمیمیت ذاتی اش و... سید قاسم یاحسینی ، کاوه بیات و دکتر عبدالرسول خیراندیش سخنرانی کردند . دکتر رضا معتمد  ، استاد فرج الله کمالی و حسین فیروزی  شعر خواندند . اسماعیل روشن روان با گروه خود آمد و اجراهایی فوق العاده داشت . عبدالحمید تنگستانی فلوت نواخت . آکا صفوی شروه خوانی کرد . چند کلیپ از زندگی تا مرگ استاد زنگنه پخش شد . در طول برنامه شماره ای از نصیر بوشهر و شماره ی 15 بوشهر نامه توزیع شد تا من فی البداهه در گوشه ای از آنان بنویسم  :

هرگوشه نگاه می کنم پیدایی

هرجا که روانه می شوم با مایی

چون گوهر خورشید درخشان جنوب

چون موج خلیج پارسی ! پیدایی

و بدینسان آیین نکوداشت حیات زندگی استاد حسن زنگنه پایان یافت .ما نیز به منزل حاجی حمیدی رفتیم تا پس از شام ، به برازجان برگردیم  .

 

 


 نوشته شده توسط محمد غلامی در یکشنبه 93/8/11 و ساعت 11:3 صبح | نظرات دیگران()

مرخصی من اگرچه این بار بسیار کوتاه بود اما خبرهای پیاپی که می رسید ، لحظاتم را شیرین می کرد . در مسیر بودم که از انتشارات نوید زنگ زدند و خبر دادند کتابم مجوز گرفته است . منظومه ی « از رنگ باستانی چشمانت » را چند ماه پیش به انتشاراتی نوید شیراز سپرده بودم . پس از شام و به پیشنهاد دخترم فروغ ، جلسه ای خانوادگی در خانه تشکیل دادیم و پس از بحث و گفتگو ، نتایج مثبتی حاصل شد . صبح روز 29 مهرماه نیز با همسرم به بانک رفته ، سفته گرفتیم و در یکی از بانک ها مقدمات وامی را فراهم آوردیم . عصر به سالن کانون امام خمینی رفتیم . من ، همسرم ، غزاله و رسول . فروغ هم آمد. همایش استانی حافظ و زمانه ی ما برگزار شد . تعدادی از دوستان ، استادان و هنرمندان و جمعی از شاگردان دوران تدریس را ملاقات کردم . آرش آب شیرینی تار نواخت . من ، امرو هیچستانی و خانم معصومه خدادادی شعر خواندیم . منصور پایمرد ودکتر سیاوش جعفری در باره ی حافظ سخنرانی کردند . چند کلیپ زیبا پخش شد. استقبال از حافظ ، پر شور بود . شب افتخار میزبانی تعدادی از بزرگواران و بزرگان اهل قلم نصیبم شده بود . محور بحث ها و حرف هامان، حضرت حافظ بود . شبی به یاد ماندنی با حضور : ( به ترتیب الفبایی )  خانم زهره ابوقداره نویسنده و عضو هیئت مدیره ی انجمن دوستداران حافظ شیراز .  رسول باقری . منصور پایمرد رییس انجمن های دوستداران حافظ ایران که چند غزل از خواجه شیراز خواندو همسر محترم ایشان . خانم دکتر پرهیزگاری ، نویسنده و محقق و همسر دکتر عاشوری نژاد . حسن حیدری .صالح دروند  شاعر . دکتر مسلم زمانی  . مرتضی زند پور شاعر . محسن شریف نویسنده ی شهیر جنوب و بوشهر .  دکتر عباس عاشوری نژاد ، نویسنده و محقق . غزل غلامی . فروغ غلامی که با غزل خوانی خود ، شب را از آنچه که بود ، شیرین تر کرد .  اسفندیار فتحی   شاعر .  همسرم بتول قاسمی و حضور فعالش . ملیحه کریمی عضو هیئت مدیره ی انجمن دوستداران حافظ  شیراز . نجف قلی محمودی هنرمندی که ما را از اجراهای شیرین خود بی نصیب نگذاشت . دکتر رضا معتمد ، شاعر ، نویسنده و محقق .

 

 


 نوشته شده توسط محمد غلامی در پنج شنبه 93/8/1 و ساعت 11:13 صبح | نظرات دیگران()

« برکه چوپان » بین کوه و دریاست .  درابتدای راهی که کنگان را به عسلویه گره می زند با قدمتی دیرینه و آثار باستانی معدود و مربوط به ساسانیان . مذهب ، روستا را به دو بخش تقسیم می کند و روستا خود نیز از دو پاره تشکیل می شود اما با یک دل . اگرچه هر روز، یک سوی روستا ، سه بار و سوی دیگر ، پنج بار اذان  می شنوی . « احمد طاغان » همکار ما در شرکت « درریز » و از اهالی برکه چوپان است و مقید به اجرای آداب روز عید . او می گوید ، صبح روز عید فطر ، در تمام خانه های روستا ، سفره مهیاست ومردم روستا در این روز ، پس از انجام نماز عید ، به تمامی خانه ها سرکشی می کنند و کنار سفره می نشینند و بهره مند می شوند . این کار به صورت جمعی صورت می پذیرد و هیچ خانه ای مستثنی نیست . با جمعی از دوستان همکار ، به دیدارش می رویم . مطابق آنچه از ایشان شنیده ایم ، سفره آماده و تزیین شده است . چای ، اقسام شربت آلات ، اقسام شیرینی ها و میوه ها . عکس می گیریم و می خوریم و می خندیم و لحظه های با هم بودن را شیرین تر می کنیم . برای من حلوای محصول روستا خیلی جالب است اما اندازه نگاه می دارم تا  بتوانم دعوت « کمال » و دوستانش را نیز پاسخ بدهم . نزدش بروم و در جشنی که به همین مناسبت مهیا کرده شرکت کنم . تا دریک روز و یک ساعت توانسته باشم عید را از نظرگاه اهل تشیع و اهل تسنن به تماشا بنشینم   .


 نوشته شده توسط محمد غلامی در سه شنبه 93/5/7 و ساعت 9:51 صبح | نظرات دیگران()

دوست نداشتم کسی را زحمت بدهم حتی اگر محمد حمیدی باشد ولی وقتی سوگند خورد که اگر موافقت نکنم دیگه به خونه مون نمیاد ، پذیرفتم . ساعت 17 با هم به بوشهر رفتیم . طبق هماهنگی های انجام شده ، به محل مورد نظر رسیدیم . دری چوبی با فرم قدیمی در یکی از کوچه های خیابان باهنر . داشتم در را با اندک تردیدی وارسی می کردم که مردی گفت درست آمده ای . صاحب خانه بود . بسیار مهربان و صمیمانه مرا به درون دعوت کرد . وارد که شدم ، احساس کردم عشق به سرزمین ، زیبایی ها و فرهنگ از همه جا می تراود . برای اولین باربودکه به آن خانه می رفتم . خانواده ی آقای علی عبدالله زاده با نهایت احترام و صمیمیت مرا پذیرفتند. آقایان محمدی و احمدی از صداو سیمای مرکز بوشهر نیز داشتند دوربین را تنظیم می کردند . دکور نیازی به تنظیم نداشت . تنها کافی بود دوربین بچرخد تا دکور دلخواه را بیابد . سلام و احوالپرسی کرده و نشستم . امید غضنفر  هم آمد . درواقع اجرای طرح و تدارک از ایشان بود . اندکی بعد ستون شعر محلی استان فرج الله کمالی داخل شد . اول من آغاز کردم و چند شعر محلی که درکتاب « بدویت معصوم » اثر دکتر رضا معتمد  آمده بود را خواندم . بعد هم با امید به منظور عکاسی ، به طبقه ی بالا رفتیم تا استاد کمالی در مقابل دوربین بنشیند و طنین « دشتسون فرق سرم ...» را با امواج دریا گره بزند . شب خیلی وقت بود که از راه رسیده بود و باید به دشتستان برمی گشتم تا بامدادان فردا خودم را به کنگان برسانم . 


 نوشته شده توسط محمد غلامی در چهارشنبه 93/4/11 و ساعت 12:42 عصر | نظرات دیگران()

حافظ و سعدی در کنگان

همکاری داشتم به نام حافظ افکار که با هم در شرکتی در کنگان کار می کردیم . حافظ پس از مدتی ، تسویه کرد و به سپیدان رفت . دو روز پس از رفتن او ، شخصی به محل کارم وارد شد وپرونده اش را به دستم داد تا مراحل پذیرش وی را انجام بدهم . در حالی که پرونده را بررسی می کردم ، سر بر آورده و گفتم : ببخشید . دو روز دیرتر رسیده ای . با تعجب نگاهم کرد و هاج و واج مانده بود که گفتم : مگر شما برای دیدن حافظ نیامده اید ؟ او دو روز است که از اینجا رفته . سعدی رحیمی با شنیدن این سخن متوجه ی موضوع شد و با هم خندیدیم  .


 نوشته شده توسط محمد غلامی در شنبه 92/12/3 و ساعت 8:30 عصر | نظرات دیگران()
<   <<   6   7   8      >
درباره خودم

ادبیات و فرهنگ
محمد غلامی
شعر ، خاطره ، مقاله و...

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 36
بازدید دیروز: 183
مجموع بازدیدها: 240038
جستجو در صفحه

لینک دوستان
بنارانه
جمله های طلایی و مطالب گوناگون
اندیشه نگار
•°•°•دختـــــــــــرونه هـــای خاص مــــــــــــن•°•°•
لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی)
اقلیم شناسی دربرنامه ریزی محیطی
جوان ایرانی
طراحی سایت و تولید نرم افزار تحت وب
پایگاه خبری تحلیلی فرزانگان امیدوار
دیباچه
نغمه ی عاشقی
بهارانه
محمد جهانی
رایحه ی انتظار
عصر پادشاهان
وبلاگ شخصی مهندس محی الدین اله دادی
جاده های مه آلود
کانون فرهنگی شهدا
پژواک
پارمیدای عاشق
سایت مشاوره بهترین تمبرهای جهان دکترسخنیdr.sokhani stamp
****شهرستان بجنورد****
کلکسیون تمبرخانواده شهید محمدسخنی وجمیله رمضان
افســـــــــــونگــــر
+O
سایت طنز و کاریکاتور دکتررحمت سخنی
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
ما با ولایت زنده ایم
عمو
ل ن گ هــــــــک ف ش !
سلام دوستان عزیزم به وبلاگ جبهه بیداری اسلامی خوش آمدید
طراوت باران
نیمکت آخر
تنهایی......!!!!!!
تعمیرات تخصصی انواع پرینتر لیزری اچ پی HP رنگی و تک رنگ و اسکنر
هستی تنهاااااا.....
►▌ رنگارنگ ▌ ◄
♥نقطه سر قبر♥
.: شهر عشق :.
تراوشات یک ذهن زیبا
پیامنمای جامع
بوی سیب
سایت روستای چشام
نرگس 1
فقط عشقو لانه ها وارید شوند
*×*عاشقانه ای برای تو*×*
رازهای موفقیت زندگی
دوره گرد...طبیب دوار بطبه...
بلوچستان
برادران شهید هاشمی
شهداشرمنده ایم _شهرستان بجنورد
به تلخی عسل
عشق
@@@باران@@@
دریایی از غم
غدیریه
ऌ عاشق بی معشوق ऌ
گروه اینترنتی جرقه ایرانی
.:مطالب جدید18+ :.
غزل باران
wanted
آتیه سازان اهواز
دُرُخـــــــــــــــــــــــش
رویابین
اهلبیت (ع)،کشتی نجات ما...
کنیز مادر
نوری چایی_بیجار
روان شناسی * 心理学 * psychology
صاعقه
تینا!!!!
مهربانی
خیارج سرای من است
شَبـَــــــــــــــکَة المِشـــــــــــــکاة الإسلامیــــــــــة
مشق عشق ناز
سکوت پرسروصدا
دخترونه
ماه مهربان من
خودم وخودش

آشنایی با زبان تات
دلنوشته های یه عاشق!
علم نانو در زندگی
جامع ترین وبلاگ خبری
مهندسی پیوند ارتباط داده ها ICT - DCL
شایگان♥®♥
خواندنی های ایران جهان
احساس ابری
حرف های نگفته دلهای شکسته بارانی از غم
چیزهای جالب
متن ترانه ماندگارترین آهنگ های ایرانی
☻☺♫♪ دو دخـــــــتـــر ♣ ♠
به بهترین وبلاگ سرگرمی خوش امدید
جـــــــــــوکـ فــــــــــا
افسانه ی دونگ یی
محمدملکی
دوستانه
جوک و خنده
$عسل، شیرینی قلبها$
fazestan
زادگاهم بنارآبشیرین را دوست میدارم
قلب خــــــــــــاکی نوجوونی
Love
جزیره صداها
معماری
ساعت شنی
سایت گوناگون دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
طب پزشکی قانونی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
طب سالمندان دکتررحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
طب اورژانس دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani
داستانهای واقعی روابط عمومی Dr.Rahmat Sokhani
لوگوی دوستان
پیوندهای روزانه
خبر نامه